اوليگارش ها يعنی "برزوفسکی"، "قوسينکی"،
"آبراموويچ" و "خادوروفسکی" ( هر
چهار تن
يهودی تباراند) حکومت را در دست گرفته و دارائی
اتحاد شوروی را
ميان خود تقسيم کرده اند. پوتين صاحب ٣٧ %
سهام نفت وگاز
است، اين
سهام در بازار ٢۰
ميليارد
دلار ارزش دارد.
علاوه بر اين پوتين ۵ /
٤ %
سهام "گاز پروم" را در دست دارد. او در عينحال
۵۰ %
سهام شرکتgunvor
" "
را که به داد و ستد نفت مشغول است در اختيار
دارد. گردش سرمايه اين شرکت در سال گذشته ٤۰
ميليارد دلار و سود آن
8ميليارد
دلار
بود. پوتين از قدرت کنار نمی کشد، بلکه يک قدم عقب
می رود و پست رياست جمهوری را به وارث بلا معارض
خود ميدهد و خود با بدست
آوردن اکثريت در دومای دولتی نخست وزير می شود.
نيروگاه
اتمی بوشهر- امام زاده ای که هم می تواند کور کند و هم
شفا بدهد
سايت تابناک:
سوخت اتمی روسيه
هديه ای با چند کاربرد!
انتشار بيانيه 333 امضائی "صلح"
در تهران
نه تحريم - نه حمله
زنده باد صلح
"تعليق در برابر تعليق"
با
وجود انتشار
گزارشهای اخير
در
امريکا و آژانس انرژی اتمی
خطر جنگ روز به روز نزديک تر میشود
ما امضا کنندگان اين بيانيه بار ديگر چون روزهای
پايانی سال ۱۳۸۵ با توجه به وظيفه ملی و تاريخی
خويش، مخالفت قاطع و روشن خود را با سياستهايی که
دورنمای آن جز تشديد تحريمهای اقتصادی و در چشم
انداز تيره قرار داشتن جنگ نيست، اعلام میکنيم و
از همگان نيز میخواهيم که بيش از اين سکوت را
جايز ندانسته و نقطه نظرهای صلح جويانه و مخالفت
خود با جنگ - در اشكال و ابعاد مختلف آن - را به
روشهای مناسب ابراز دارند. تداوم سياستهای
تنشزا و سخنان و اقدامهای تحريكآميز نمايندگان
حاکميت در داخل و مجامع بين المللی تنها به سود
جنگ افروزان کاخ سفيد است.
سخنان هاشمی رفسنجانی، شايد
نتيجه بحث های جدی
برای تغيير سياست های کلی در جمهوری اسلامی باشد
به حکم 30 سال تجربه می گويم:
همه به ميدان بيائيد
تا از اين شرايط بگذرايم
امام زمان
از بيراهه و درجلد احمدی نژاد
خود را از جمکران به خيابان پاستور رساند
اين،
برگی است از يک جزوه از دهها
و صدها جزوه مربوط به ظهور
امام زمان که در سراسر ايران
به وفور پخش می شود. بويژه در
حاشيه نماز جمعه ها. کار چنان
بيخ پيدا کرده که ناطق نوری
هم در باره اين خرافات و نقش
شبکه های پشت آن هشدار داده و
خواهان کشف آنها شده است. هم
ناطق نوری و هم بقيه آقايانی
که ابراز نگرانی می کنند، خوب
ميدانند که اين شبکه نياز به
کشف ندارد. موسسه نشر افکار
مصباح يزدی در قم و دخمه
رياست جمهوری در خيابان
پاستور کانون اين توطئه است و
اين جزوه ها نيز از همان چاهی
بيرون کشيده می شود که احمدی
نژاد می خواست با بودجه دولت
اتوبان مخصوص برای وصل آن به
تهران بکشد تا امام زمان وقتی
از چاه جمکران بيرون می آيد
سريع تر به تهران برسد! البته
اين جزوه می گويد، "ايشان"
خودش است و از بيراهه به
تهران رسيده و ظهور کرده است.
بدقت بخوانيد!
از چاله به چاه!
رسيدن سوخت اتمی روسيه به بوشهر
دام بود يا پيروزی؟
واقعیت اینست که کشور در معرض جنگی
دوباره قرار گرفته. کار به جائی رسیده که برای
واردات، علاوه بر کالا، باید پول بی زبان ایران
راهم بیمه کرد!
یک نفر
در این مملکت تصمیم گرفت بگوید هفتاد سال پیش در
اروپا نازی ها یهودی ها را نکشتهاند. فرض کنید
کشتهاند یا نکشتهاند، مسئلهای که به ما ربطی
پیدا نمیکند. این کارها را هم با عنوان عزت، حکمت
و مصلحت انجام دادند. در عین حال، پادشاه بحرین را
به ایران دعوت کردند و او نپذیرفت، گفتند وزیر
امور خارجه خود را بفرستید، قبول نکرد.
به این میگویند عزت!
نیم میلیون نفر امسال به بیکاران کشور اضافه شد.
طی دو سال اخیر 5/3 میلیون تن شکر وارد کردند. سود
آن به جیب چه کسی رفته؟
آنها که امروز از کنار گود صحبت می کنند(احمدی
نژاد) نمی دانند فضایسال
82 چگونه بود.
سال 82 زمانی بود که امریکا بر افغانستان و عراق
پیروزشده
و در اندیشه حمله به ایران بود. ناگهان باکشف
مساله نطنز و سپس
آلودگی
سطح بالا
به وسیله آژانس، سروصدای زیادی ایجاد شد. تمام
تلاش این بود که
پرونده ما را به شورای امنیت بفرستند و بلافاصله
تحریم و سپس حمله نظامیرا
شروع کنند. تمام اقتصاد کشور قفل و
نفسها در سینه
ها حبس شده بود.
شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگست امروز؟
آفتابي است هوا؟
يا گرفته است هنوز؟
من درين گوشه كه از دنيا بيرون است،
آسماني به سرم نيست،
از بهاران خبرم نيست،
آنچه ميبينم ديوار است
آه، اين سخت سياه
آن چنان نزديك است
كه چو بر ميكشم از سينه نفس
نفسم را بر ميگرداند
ره چنان بسته كه پرواز
نگه
در همين يك قدمی ميماند
كورسويي ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانی است
نفسم ميگيرد
كه هوا هم اينجا زندانی است
هرچه با من اينجاست
رنگ رخ باخته است
آفتابی هرگز
گوشه چشمی هم بر
فراموشی اين دخمه نينداخته است
اندر اين گوشه خاموش فراموش شده،
كز دم سردش هر شمعی خاموش شده،
ياد رنگينی در خاطر من
گريه ميانگيزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من كه چنين خون آلود
هر دم از ديده فرو ميريزد