ايران

پيك

                         

دوكلام هم از بادامچيان

صلح نوبل را

به بی وطن ها می دهند!

 

در جمع جناح راست جمهوری اسلامی، ارزيابی اسدالله بادامچيان رييس مركز سياسی جمعيت موتلفه اسلامی راهنمای عمل شد. بعد از دبيرجامعه اسلامی مهندسان و سردبير و تئوريسين رسالت و بقيه اين طيف همين حرف ها را در بسته بندی های مختلف طرح كردند. دبير و رئيس مركز سياسی جمعيت موتلفه اسلامی كه ظاهرا مردم ايران را بشر نمی داند كه كسی برای احقاق حقوق و آزادی آنها فعاليت كند، در باره اهدای جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادی گفت:

"اگر جايزه‌ای علمی ( توجه كنيد كه جايزه صلح را بادامچيان تبديل به جايزه علمی كرده!) برای خدمت به بشريت به كسی تعلق گيرد، باعث افتخار آن شخص است، اگر اين جايزه برای پاداش كارهايی باشد كه او به نفع استعمار و استكبار غرب انجام داده ننگ آن شخص است."

رئيس مركز سياسی جمعيتی كه هر چند وقت يكبار ترورهای پيش از انقلاب توسط وابستگان به اين طيف را بعنوان كارنامه انقلابی آن تبليغ می كند( ترورهايی كه رنگ و بوی انگليسی داشته) و در بسياری از عمليات تروريستی و انفجاری 24 سال گذشته در داخل و خارج از كشور به نوعی نام رهبران آن مطرح است( از جمله علی اكبرپرورش در انفجار آرژانتين) درمصاحبه با خبرگزاری ايسنا، در ادامه اين نقطه نظر خود می گويد:

" اختيار انتخاب فرد مصلح اين جايزه در اختيار جايزه دهندگان است، به اعطای جايزه صلح نوبل به «سادات» پس از سازش كمپ ديويد و خيانت به فلسطين نمونه آنست."

( مقايسه آن روند مذاكرات با آنچه كه اكنون در فلسطين می گذرد خود بهترين دليل نادرستی و حتی خيانت بار بودن سياست هائی است كه درجمهوری اسلامی و در ارتباط با فلسطين اتخاذ شد و در پايان فرصت سوزی ها كار به اينجا كشيده است كه همه در فلسطين شاهدند.)

بادامچيان كه بدون كوچكترين شك و ترديدی نام او و همفكرانش در تاريخ انقلاب 57 ايران بعنوان خائنين به آرمان های اين انقلاب ثبت خواهد شد، درباره اهدای جايزه نوبل به خانم عبادی، او را عملا بی وطن خطاب می كند و می گويد:

" بسيار كم اتفاق مي‌افتد كه اين جايزه به خادمين به وطن خود داده شود." ( و لابد آن استثنا ها نيز مربوط به زمانی خواهد بود كه به ايشان و يا رهبر طالبان درافغانستان داده شود!)

بادامچيان در بخش ديگری از اين مصاحبه، بر صراحت نظر خود افزوده و می گويد:

" طبيعی است كه جايزه صلح نوبل به يكی از كسانی كه نام خود را اصلاح طلب گذاشته و مورد حمايت پاول و بلر و بوش و سران استكبار جهانی است، قرار گيرد. اگر اين جايزه به خاطر خدمت‌هايی است كه اصلاح طلبان به سياست‌های غرب كرده‌اند برای اين شخص ننگ است. آيا اعطای اين جايزه با انگيزه‌های واقعی است يا جهت خدمت به عناصری است كه به استكبار جهانی كمك كرده‌اند گفت: قضاوت به عهده مردم است."

اين مردم مورد نظر بادامچيان هم قطعا مردمی خاص از نوع آن لباس شخصی هاست، والا خوشحالی و قضاوت مردم ايران نيازمند حدس و گمان نيست. اين خيلی طبيعی است كه فعاليت حقوق بشر در ايران، عليه ناقضين حقوق بشر و از جمله جمعيت موتلفه است و بادامچيان حق دارد كه تيشه را به ريشه خود ارزيابی كند!

 

 

  
 
                      بازگشت به صفحه اول
Internet
Explorer 5

 

ی